بعضی ازدواجها با یک جمله معروف شروع میشوند: «مهریه؟ هرچی خودت بگی! من که اهل حسابوکتاب نیستم!» پنج سال بعد همان آقا نشسته و با ماشینحساب حساب میکند: «صبر کن ببینم... این ۱۱۰ تا سکه الان چند میشه؟!» اینجاست که آدم میفهمد جمله «هرچی تو بگی» گاهی از آن جملههایی است که بهتر است قبل از گفتنش، یک بار با مغز و یک بار هم با ماشینحساب بررسی شود!
بعضی ازدواجها با یک جمله معروف شروع میشوند: «مهریه؟ هرچی خودت بگی! من که اهل حسابوکتاب نیستم!» پنج سال بعد همان آقا نشسته و با ماشینحساب حساب میکند: «صبر کن ببینم... این ۱۱۰ تا سکه الان چند میشه؟!» اینجاست که آدم میفهمد جمله «هرچی تو بگی» گاهی از آن جملههایی است که بهتر است قبل از گفتنش، یک بار با مغز و یک بار هم با ماشینحساب بررسی شود! 😂 مهریه شوخی نیست، حتی اگر موقع عقد همه میخندند سر سفره عقد معمولاً همه خوشحالاند. یکی فیلم میگیرد، یکی گریه میکند، یکی دنبال قند ساییدهشده است و یکی هم میگوید: «مبارکه! ایشالا به پای هم پیر بشید.» در همین وسط، یک عدد هم در سند ازدواج ثبت میشود. ممکن است آن لحظه کسی به آن عدد فکر نکند؛ اما چند سال بعد، همان عدد میتواند تبدیل به یک موضوع جدی حقوقی شود. پس مهریه را نباید مثل تعداد مهمانهای عروسی یا مدل شیرینی انتخاب کرد که بگوییم: «حالا یه چیزی بنویسیم، بعداً درست میشه!»
«۱۱۴ سکه؟ چرا ۱۱۴؟»
گاهی عدد مهریه بیشتر از اینکه بر اساس توان مالی و توافق منطقی تعیین شود، بر اساس رسم، خانواده، چشموهمچشمی یا حتی یک عدد خاص انتخاب میشود. یکی میگوید: «ما ۱۱۰ تا زدیم.» آن یکی جواب میدهد: «ما کمتر از ۳۱۳ تا نمیزنیم!» بعد خانواده سوم وارد میشود: «ما اصلاً زیر ۵۰۰ تا دختر نمیدیم!» و داماد هم گوشه اتاق نشسته و در ذهنش دارد قیمت سکه را ضرب میکند! 😂 شوخی به کنار؛ مهریه تعهد حقوقی است و باید قبل از ازدواج درباره آن جدی و آگاهانه تصمیم گرفت.
یک تصور اشتباه: «مهریه فقط موقع طلاقه»
نه رفیق! مهریه قرار نیست مثل کپسول آتشنشانی باشد که فقط روز طلاق از کمد بیرون بیاید. اصل حق مطالبه مهریه وابسته به طلاق نیست و زن میتواند در طول زندگی مشترک نیز، طبق مقررات قانونی، آن را مطالبه کند. یعنی ممکن است زن و شوهر هنوز زیر یک سقف زندگی کنند، ولی موضوع مهریه وارد مسیر مطالبه حقوقی شود. پس این جمله که: «حالا ازدواج کنیم، بعداً اگر طلاق گرفتیم درباره مهریه فکر میکنیم» از نظر حقوقی، برنامهریزی چندان عاقلانهای نیست. «پول ندارم» یعنی مهریه منتفی شد؟ اینجا هم یک سوءتفاهم معروف داریم. بعضیها فکر میکنند اگر مرد پول نداشت، مهریه هم خودبهخود دود میشود میرود هوا! نه. نداشتن توان پرداخت، به معنی از بین رفتن اصل بدهی نیست. البته اگر شخص واقعاً توان پرداخت یکجای دین را نداشته باشد، موضوع اعسار و نحوه پرداخت میتواند مطرح شود و دادگاه با توجه به شرایط قانونی درباره آن تصمیم میگیرد. پس: نداشتن پول ≠ نداشتن بدهی همانطور که داشتن مهریه هم لزوماً به معنی این نیست که فردا صبح تمام مبلغ را نقداً تحویل میگیری.
- نداشتن پول ≠ نداشتن بدهی
- مطالبه مهریه لزوماً به معنی طلاق نیست
- مهریه باید آگاهانه و با توجه به آثار حقوقی آن تعیین شود
مهریه سنگین؛ امنیت یا دردسر؟
مهریه زیاد روی کاغذ ممکن است خیلی قشنگ به نظر برسد. اما یک سؤال مهم وجود دارد: «اگر روزی اختلاف ایجاد شد، این مهریه چطور قرار است پرداخت شود؟» گاهی یک عدد بسیار بزرگ نوشته میشود، بدون اینکه طرفین واقعاً درباره توان مالی، نحوه پرداخت و آثار حقوقی آن فکر کرده باشند. از آن طرف، مهریه پایین هم تضمینکننده خوشبختی نیست. چون اگر قرار بود تعداد سکهها خوشبختی بیاورد، باید بعضی خانوادهها با ماشینحساب وارد زندگی مشترک میشدند! 😂 حرف آخر؛ قبل از «بله»، کمی هم «دقیقاً چطور؟» مهریه را نه باید مسخره کرد و نه مقدستر از آن چیزی کرد که قانون تعیین کرده است. زن حق دارد درباره مهریه آگاه باشد. مرد هم حق دارد بداند چه تعهدی را میپذیرد. مهمتر از همه اینکه هر دو نفر بدانند عدد نوشتهشده در سند ازدواج، یک شوخی سر سفره عقد نیست.
- توان مالی و شرایط واقعی طرفین را در نظر بگیرید.
- آثار حقوقی مهریه و نحوه مطالبه آن را بشناسید.
- پیش از امضا، درباره تعهدی که ایجاد میشود آگاهانه توافق کنید.
حرف آخر؛ قبل از «بله»، کمی هم «دقیقاً چطور؟»
پس قبل از اینکه بگویید: «هرچی شما بگید...» یک لحظه مکث کنید. چون ممکن است چند سال بعد همان «هرچی شما بگید»، تبدیل شود به: «ببخشید... این ۱۱۴ تا سکه رو دقیقاً چطوری باید حساب کنیم؟!» 😂 ازدواج قرار است شروع زندگی باشد، نه شروع مسابقه «کی بیشتر میتونه طرف مقابل رو تحت فشار بذاره». مهریه را آگاهانه تعیین کنیم؛ چون امضای امروز، ممکن است تعهد فردای ما باشد.
در پایان میتوانید یک نتیجهگیری کوتاه بنویسید و خواننده را به مطالعه مقالات مرتبط یا دریافت مشاوره دعوت کنید.